درآمد
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
درآمد
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالها هست که در گوش من آرام،
آرام،
خش خش گام تو تکرار کنان،
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم:
که چرا،
_ باغچه کوچک ما
سیب نداشت؟!
"حمید مصدق"
تاریخ: پنجشنبه 08 اردیبهشت 1390
ارسال توسط dabiransite
آخرین مطالب
