اگر عمر دوباره داشتم
دان هرالد 1345 - 1268 ه . ش
می کوشیدم که اشتباهات بیشتری مرتکب شوم!
همه چیز را آسان می گرفتم!
اگر عمر دوباره داشتم سبکتر سفر می کردم!
وقت بهار زودتر پا برهنه راه می رفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه می دادم!
از مدرسه بیشتر جیم می شدم!
اگر عمر دوباره داشتم
دان هرالد 1345 - 1268 ه . ش
می کوشیدم که اشتباهات بیشتری مرتکب شوم!
همه چیز را آسان می گرفتم!
اگر عمر دوباره داشتم سبکتر سفر می کردم!
وقت بهار زودتر پا برهنه راه می رفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه می دادم!
از مدرسه بیشتر جیم می شدم!
گلوله های کاغذی بیشتری به معلمهایم پرتاب می کردم!
در روزگاری که همه وقت و عمرشان را وقف بررسی وخامت اوضاع می کنند، من برپا می شدم و به ستایش سهل و آسان تر اوضاع می پرداختم؛ زیرا من با "ویل دورانت" موافقم که می گوید: "شادی از خرد عاقل تر است."!
بستنی بیشتری می خوردم و اسفناج کمتر!
از کوههای زیادی بالا می رفتم و در رودخانه های بیشتری شنا می کردم!
سگ های بیشتری به خانه می آوردم!
بیشتر عاشق می شدم و گل مینا از چمنزارها بیشتر می چیدم!
بیشتر به ماهیگیری می رفتم!
دیرتر به رختخواب می رفتم و می خوابیدم!
بیشتر سوار چرخ و فلک می شدم و به سیرک می رفتم!
کمتر برای بهداشت وسواس به خرج می دادم!
فقط شماری اندک از رویدادهای جهان را جدی می گرفتم!
پایکوبی و دست افشانی بیشتری می کردم!
از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر می شدم!
بیشتر مسافرت می رفتم!
مشکلات واقعی بیشتری می داشتم و مشکلات واهی کمتری، آخه من از آن آدمهایی بودم که بسیار محتاطانه و خیلی عاقلانه زندگی کرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز، البته من هم لحظات سرخوشی داشته ام؛ اما اگر عمر دوباره داشتم، از این لحظات خوش بیشتر می داشتم!
